کلاسهای هنری، مهارتی و . . .
توضیحات

کلاس تئاتر شکوفا
توی دوره ی کلاسهایی که تحت عنوان کلاس تئاتر با بچه ها داشتیم، فضای کلاس فضای پویایی بود با طراحی یا انتخاب بازیهایی که با بچه ها انجام میدادیم. خیلی از این بازیها، بازیهای گروهی بود که با هدف ایجاد حس مشارکت در بچه ها انجام میشد. این بازیها برای ما میزان سنجش خلاقیت، تخیل، تفکر، تمرکز و… در بچه ها بود. در این روند ابتدا با بازیهای ساده و کودکانه شروع کردیم و به مرور بازیها سختتر و هدفمندتر میشد. تمرینهای فیزیکال و تمرکزی مثل بازی هفت هشتی و تمرینهای ساده ی تایچی با همکاری استاد تایچی به منظور دست یافتن به فرمی واحد و گروهی که بخشی از اجرای تئاتر خواهد بود. بطور کلی تلاش ما بر این بود که تئاتر را به ساده ترین شکل ممکن تعریف کنیم. و با قرار دادن آنها در موقعیتهای مختلف این حس را در بچه ها ایجاد کنیم که تئاتر جدای از زندگی نیست و زندگی هر کدام از ما میتواند دستمایه ی تئاتر باشد.

مجموعه شهر آرزوهای کودکان شکوفا
با هم یاد گرفتیم که سیمرغ با پرهایش “دانش” را به زال می دهد تا هروقت نیاز و خواسته ای دارد بتواند آن را برآورده کند. درباره آرزوهای بچه ها با هم حرف زدیم. خیلی از آرزوهای بچه ها درباره شغل و زندگی آینده شان بود. بچه ها درباره این

قصه «زال و سیمرغ» شاهنامه
در کلاس با بچه ها قصه را به شیوه تخیل فعال همخوانی کردیم. بچه ها چشمهایشان را بستند و قصه را از مربی شان، سارا سجادی، شنیدند و تصور کردند. و هرجا که می خواستند تصوراتشان را برای بقیه هم می گفتند و همه با هم صدای جوجه های سیمرغ

قصه «ماهی سیاه کوچولو» در نقاشیها، ماسکها و نمایش کودکان
یکی از بچه های کانون، ملیکا محمدی تبار، با تخیل خاص خود تصویر لحظه ای از قصه را به تصویر کشیده است که “توی شکم مرغ ماهیخوار، ماهی سیاه خنجری در دستش است و ماهی کوچولویی را می بیند که گریه می کند …”. هر کدام از بچه ها صحنه



برنامه «قصهها در هنر کودکان» فرهنگسرای ارسباران
«قصه ها در هنر کودکان» موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر- فرهنگسرای ارسباران – ٢٧ شهریور در پنجاهمین سالگرد خلق قصه «ماهی سیاه کوچولو» توسط صمد بهرنگی، موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر برنامه «قصه ها در هنر کودکان» را در روز شعر و ادب فارسی، ٢٧ شهریور، با مشارکت و همراهی


کلاس تئاتر شکوفا
توی دوره ی کلاسهایی که تحت عنوان کلاس تئاتر با بچه ها داشتیم، فضای کلاس فضای پویایی بود با طراحی یا انتخاب بازیهایی که با بچه ها انجام میدادیم. خیلی از این بازیها، بازیهای گروهی بود که با هدف ایجاد حس مشارکت در بچه ها انجام میشد. این بازیها برای ما میزان سنجش خلاقیت، تخیل، تفکر، تمرکز و… در بچه ها بود. در این روند ابتدا با بازیهای ساده و کودکانه شروع کردیم و به مرور بازیها سختتر و هدفمندتر میشد. تمرینهای فیزیکال و تمرکزی مثل بازی هفت هشتی و تمرینهای ساده ی تایچی با همکاری استاد تایچی به منظور دست یافتن به فرمی واحد و گروهی که بخشی از اجرای تئاتر خواهد بود. بطور کلی تلاش ما بر این بود که تئاتر را به ساده ترین شکل ممکن تعریف کنیم. و با قرار دادن آنها در موقعیتهای مختلف این حس را در بچه ها ایجاد کنیم که تئاتر جدای از زندگی نیست و زندگی هر کدام از ما میتواند دستمایه ی تئاتر باشد.

مجموعه شهر آرزوهای کودکان شکوفا
با هم یاد گرفتیم که سیمرغ با پرهایش “دانش” را به زال می دهد تا هروقت نیاز و خواسته ای دارد بتواند آن را برآورده کند. درباره آرزوهای بچه ها با هم حرف زدیم. خیلی از آرزوهای بچه ها درباره شغل و زندگی آینده شان بود. بچه ها درباره این

قصه «زال و سیمرغ» شاهنامه
در کلاس با بچه ها قصه را به شیوه تخیل فعال همخوانی کردیم. بچه ها چشمهایشان را بستند و قصه را از مربی شان، سارا سجادی، شنیدند و تصور کردند. و هرجا که می خواستند تصوراتشان را برای بقیه هم می گفتند و همه با هم صدای جوجه های سیمرغ

قصه «ماهی سیاه کوچولو» در نقاشیها، ماسکها و نمایش کودکان
یکی از بچه های کانون، ملیکا محمدی تبار، با تخیل خاص خود تصویر لحظه ای از قصه را به تصویر کشیده است که “توی شکم مرغ ماهیخوار، ماهی سیاه خنجری در دستش است و ماهی کوچولویی را می بیند که گریه می کند …”. هر کدام از بچه ها صحنه



برنامه «قصهها در هنر کودکان» فرهنگسرای ارسباران
«قصه ها در هنر کودکان» موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر- فرهنگسرای ارسباران – ٢٧ شهریور در پنجاهمین سالگرد خلق قصه «ماهی سیاه کوچولو» توسط صمد بهرنگی، موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر برنامه «قصه ها در هنر کودکان» را در روز شعر و ادب فارسی، ٢٧ شهریور، با مشارکت و همراهی
